همه کسانی که به نحوی در بازار کامپیوتر (نرم افزار یا سخت افزار) فعالیت می کنند با پارادکس تحصیلات آکادمیک یا ورود به بازار مواجه هستند. شایع ترین تفکر در این بین چنین است که تحصیلات بیشتر منجر به موفقیت بیشتر در بازار خواهد شد. برخی دیگر هم نظری معکوس دارند و معتقدند که بازار تجاری رایانه هیچ ارتباط مستقیم یا محکمی با مطالب درسی دانشگاه ندارد. در حقیقت هردو تفکر هم درست و هم غلط هستند. می خواهید بدانید چرا ؟ شما هم در این بین درگیر این پارادکس شده اید ؟

در واقع رشته کامپیوتر امروز، بسیار شبیه به رشته پزشکی است. مرحله اول در رشته پزشکی، خواندن و یادگیری مطالبی است که منجر به تبدیل شما به پزشک عمومی می شود. پزشک عمومی در واقع پزشکی است که اطلاعات با عمق کم اما در اکثر حیطه ها و موضوعات دارد بنابراین می توانید تشخیص های ساده و اولیه و درمان های ابتدایی را انجام دهد. مرحله بعد که به آن تخصص می گویند، عبارتست از متخصص شدن همان پزشک عمومی در یک حوزه خاص از پزشکی. مثلا تخصص در مغز و اعصاب یا تخصص داخلی. پزشک متخصص از پزشک عمومی بیشتر می داند اما فقط در حوزه تخصص خودش! و به طور قطع در سایر حوزه های پزشکی اطلاعات کافی ندارد. مرحله سوم که با نام فوق تخصص شناخته می شود عبارتست از مطالعه و یادگیری همان پزشک متخصص در یک بخش خاص از حوزه تخصصی خودش. مثلا فوق تخصص کبد ( برای یک متخصص داخلی ).

بنابراین هرچه سطوح یادگیری آکادمیک و دانشگاهی بالاتر رود منجر به افزایش وسعت اطلاعاتی فرد نمی شود بلکه فقط او را در یک شاخه خاص و حتی در یک بخشی از یک شاخه خاص متخصص می کند. رشته کامپیوتر نیز (سخت افزار یا نرم افزار) از همین قاعده پیروی می کند. در مقطع لیسانس شما یک کارشناس یا پزشک عمومی کامپیوتر خواهید شد. کسی که از اکثر حوزه های کامپیوتر اطلاعاتی هرچند کم و اندک، دارد. زمانی که وارد مقطع فوق لیسانس شوید، دیگر پزشک عمومی نخواهید بود، بلکه باید یک حوزه تخصصی را انتخاب کنید و در آن متخصص شوید. (مثلا تخصص در شاخه برنامه نویسی هوش مصنوعی برای دانشجویان نرم افزار، یا تخصص در معماری CPU برای دانشجویان سخت افزار). در مقطع دکتری، شما مبدل به یک پزشک فوق تخصص در بخشی از حوزه خود خواهید شد. (مثلا فوق تخصص از شبکه های عصبی در شاخه هوش مصنوعی برای دانشجویان نرم افزار، یا فوق تخصص در طراحی چندهسته ای در شاخه معماری CPU برای دانشجویان سخت افزار)

این توضیح خود به تنهایی روشنگر چیزهایی است که در جامعه می بینید. مثلا طبیعی است که یک دکتری کامپیوتر ببینید که برنامه نویسی فوق العاده ضعیفی داشته باشد! طبیعی است چون آن شخص در یک بخش خاص از یک شاخه خاص از کامپیوتر دکتری دارد، نه در کل علم کامپیوتر!! و یا فردی را ببینید که طراح الگوریتم های بسیار پیچیده و پیشرفته ای است اما اصلا اطلاعات خوبی در زمینه سخت افزارهای کامپیوتر ندارد، طبیعی است چون آن شخص هم در یک بخش خاص از یک شاخه خاص از کامپیوتر متخصص است، نه در کل علم کامپیوتر!! (رشته پزشکی را که هنوز به یاد دارید؟ )

این توضیح جوابگوی بخشی از سئوالات خواهد بود. در حقیقت هنوز سئوال اساسی باقی مانده است. بازار کار یا ادامه تحصیل در دانشگاه ؟ مسئله این است

باید اعتراف کنم که تا قبل از اینکه من وارد تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد شوم، جوابی برای سئوال فوق نداشتم .. اما اکنون با اطمینان می توانم جواب ساده این سئوال را بدهم. افراد مشغول در آنها تولید کننده علم هستند و افراد مشغول در بازار کار مصرف کننده آن علم. بسیار ساده است. کسانی که در دانشگاه ها درس می خوانند ( علی الخصوص در مقاطع بالاتر از کارشناسی ) برای این تربیت می شوند که محقق و پژوهشگر شوند. یعنی تولید علم کنند. یعنی تئوری بدهند، نظریه بسازند و علم را یک گام به جلو ببرند. کسانی که در بازار کار مشغول هستند، مصرف کننده این علوم هستند. از علومی که دانشمندان قبلا تولید کرده اند و به مرحله بلوغ و تکامل رسانده اند، استفاده می کنند و محصول تجاری می سازند. از فروش آن محصول ارتزاق می کنند. برای مشخص شدن این موضوع چند مثال در زیر می آروم :

  • همه شما واژه PageRank مورد استفاده در گوگل را شنیده اید. در حقیقت ایده این PageRank ابتدا در سال ۱۹۹۸ در این مقاله در دانشگاهها ساخته و پرداخته شد. سپس شرکت گوگل از آن برای دسته بندی جستجوهایش استفاده کرد. ( به نام نویسندگان مقاله توجه کنید )
  • تکنولوژی آژاکس که این روزها خیلی داغ شده است، ابتدا در این مقاله در دانشگاه ها معرفی شد و پس از اینکه به بلوغ رسید کم کم در بازار نرم افزار جای خود را باز کرد.
  • بسیاری از الگوریتم های پردازش تصویر که امروزه در محصولات تجاری به راحتی بکار می روند (مانند الگورتیم تشخیص چهره یا لبخند بکاررفته در دوربین های عکاسی امروزی) سالهای سال در دانشگاه ها مورد تحقیق و پژوهش بوده اند تا امروز به حدی از کمال رسیده اند که بازارکار می تواند از آن بهره ببرد.
  • ایده های مثل پردازنده های چندهسته ای، زبان های برنامه نویسی مستقل از پلتفرم ( مانند NET. , JVM ) و بسیاری از تکنولوژی هایی که امروزه در بازار تجاری در ساخت محصولات استفاده می شوند، در ابتدا توسط محققین و پژوهشگرها درون پژوهشکده های دانشگاهی یا خصوصی معرفی شدند، سپس به بلوغ رسیدند و برای استفاده در اختیار بازارکار قرار گرفته اند.

نکته: مسلما در جایی به جز اینجا! زمانی که می خواهند از یک تکنولوژی یا ایده در محصولات تجاری خود استفاده کنند، حق و حقوق مادی و معنوی نویسنده مقاله که آن ایده را مطرح کرده است به خوبی رعایت می شود.

اکنون با توضیحات فوق فکر کنم به راحتی بتوانید تصمیم بگیرید. اگر می خواهید تولیدکننده علم و تکنولوژی شوید، تحصیلات دانشگاهی خود را ادامه دهید و اگر می خواهید مصرف کننده علم وارد بازار شوید. میزان درآمد در دو حالت یکسان است. در حالت اول شما از حقوق بالای دانشگاهی، موقعیت عالی اجتماعی و سطح رفاهی خوبی که توسط دانشگاه یا پژوهشکده برای شما فراهم می شود، برخوردار خواهید بود. در حالت دوم هم، اگر محصول شما فروش مناسبی داشته باشد به راحتی به درآمد بالا، موقعیت خوب و سطح رفاهی خوبی نایل خواهید شد. فقط اینکه مثال رشته پزشکی! را فراموش نکنید. در حالت اول، شما یک پژوهشگر در یک موی باریک از یک شاخه خاص از رشته کامپیوتر خواهید شد و علم این قسمت را پیشرفت می دهید.

سربلند و موفق باشید.